مادهای که برای کاهش یا خنثیکردن آثار زیانبار سم استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
Doctors gave her an antidote to the poison.
پزشکان برای خنثیکردن سم به او پادزهر دادند.
The hospital keeps several antidotes for specific toxins.
بیمارستان چند نوع پادزهر برای سموم مشخص نگهداری میکند.
Researchers developed an antidote for the dangerous chemical.
پژوهشگران برای آن مادهٔ شیمیایی خطرناک پادزهری ساختند.
نکتهٔ کاربردی
هر پادزهر برای سموم مشخصی کاربرد دارد؛ نمیتوان فرض کرد هر سمی پادزهر دارد.
