معنی ۱neutral · 90%
تضادی ظاهری میان دو اصل که هر یک بهخودیخود معقول یا معتبر به نظر میرسند.
مثالهای طبیعی
The students discussed an antinomy between freedom and order.
دانشجویان دربارهٔ تعارضنمای آزادی و نظم بحث کردند.
This antinomy lies at the centre of the philosopher’s work.
این تعارضنما در قلب آثار آن فیلسوف قرار دارد.
Can the antinomy between efficiency and fairness be resolved?
آیا میتوان تعارضنمای میان کارایی و انصاف را حل کرد؟
نکتهٔ کاربردی
تعارضنما فراتر از اختلاف نظر ساده است؛ هر دو ادعای ناسازگار در ظاهر قابل دفاعاند.
