معنی ۱neutral · 90%
مربوط به گردآوری، مطالعه یا خریدوفروش اشیای قدیمی و کتابهای کهنه.
مثالهای طبیعی
An antiquarian bookseller showed us a rare atlas.
فروشندهٔ کتابهای قدیمی نقشهنامهای کمیاب به ما نشان داد.
Her antiquarian interests began with Roman coins.
علاقهٔ او به اشیای تاریخی از سکههای رومی شروع شد.
The town has an antiquarian bookshop near the square.
نزدیک میدان شهر یک کتابفروشی آثار قدیمی قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
antiquarian به مطالعه و تجارت آثار قدیمی اشاره میکند؛ antique معمولاً خود شیء قدیمی را توصیف میکند.
