مادهای که روی پوست یا زخم استفاده میشود تا میکروبها را کاهش دهد و از عفونت پیشگیری کند.
مثالهای طبیعی
The nurse applied antiseptic to the small cut.
پرستار روی بریدگی کوچک مادهٔ ضدعفونیکننده زد.
Do you sell an antiseptic suitable for minor cuts?
آیا ضدعفونیکنندهای مناسب بریدگیهای جزئی دارید؟
We packed bandages and antiseptic for emergencies.
برای مواقع اضطراری باند و مادهٔ ضدعفونیکننده برداشتیم.
نکتهٔ کاربردی
مواد antiseptic برای بافت زنده ساخته میشوند؛ ضدعفونیکنندهٔ سطوح ممکن است برای پوست ایمن نباشد.
