معنی ۱neutral · 90%
پادتن یا فرآوردهای که سمی مشخص را خنثی میکند.
مثالهای طبیعی
The antitoxin helped neutralize the toxin in her bloodstream.
پادزهر ایمنی به خنثیشدن سم در جریان خون او کمک کرد.
Several antitoxins were stored for rare emergencies.
چند نوع پادزهر ایمنی برای فوریتهای نادر نگهداری میشد.
Doctors may administer antitoxin before symptoms become severe.
پزشکان ممکن است پیش از شدیدشدن نشانهها پادزهر ایمنی تجویز کنند.
نکتهٔ کاربردی
پادزهر ایمنی علیه سم عمل میکند؛ واکسن برای ایجاد پاسخ ایمنی پیش از عفونت یا مواجهه بهکار میرود.
