معنی ۱neutral · 85%
بلوک فلزی سنگینی که آهنگر یا فلزکار روی آن با چکش به فلز شکل میدهد.
مثالهای طبیعی
The blacksmith placed the hot iron on an anvil.
آهنگر آهن داغ را روی سندان گذاشت.
She struck the horseshoe against the anvil several times.
او چند بار نعل اسب را به سندان کوبید.
Two anvils stood beside the forge.
دو سندان کنار کورهٔ آهنگری قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
anvil بلوک محکمی است که زیر قطعهٔ فلز قرار میگیرد، نه چکشی که با آن ضربه میزنند.
