معنی ۱formal · 90%
با شتاب، اغلب همراه با پیشرفت پیوسته یا فزاینده.
مثالهای طبیعی
Repairs proceeded apace after the funding was approved.
پس از تأیید بودجه، تعمیرات با سرعت پیش رفت.
With warm weather, the seedlings grew apace.
با گرمشدن هوا، نهالها بهسرعت رشد کردند.
Orders rising apace forced the factory to hire staff.
افزایش سریع سفارشها کارخانه را ناچار به استخدام کارکنان کرد.
نکتهٔ کاربردی
apace قید است، نه فعل؛ progressed apace درست است، نه apaced the project.
