معنی ۱neutral · 85%
جدا از هم از نظر فاصله یا موقعیت مکانی
مثالهای طبیعی
The chairs stood two metres apart.
صندلیها با دو متر فاصله از هم قرار داشتند.
Keep the clean clothes apart.
لباسهای تمیز را جدا نگه دار.
The brothers now live far apart.
برادرها اکنون دور از هم زندگی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Apart` اغلب پس از فعل یا پس از عبارت بیانکنندهٔ فاصله میآید.
ترکیبهای رایج
— با فاصلهٔ زیاد از یکدیگر
