معنی ۱neutral · 90%
خانهای شامل چند اتاق که بخشی از یک ساختمان بزرگتر است
مثالهای طبیعی
I live in an apartment near the station.
من در آپارتمانی نزدیک ایستگاه زندگی میکنم.
Her apartment is on the third floor.
آپارتمان او در طبقهٔ سوم است.
These apartments are small but comfortable.
این آپارتمانها کوچک اما راحت هستند.
نکتهٔ کاربردی
apartment برای یک واحد مسکونی مستقل بهکار میرود که بخشی از یک ساختمان بزرگتر است.
ترکیبهای رایج
— ساختمانی که چند آپارتمان در آن قرار دارد

