بالاترین نقطه یا نوکِ یک شکل یا سازه.
مثالهای طبیعی
The apex of the roof needed urgent repairs.
بالاترین نقطهٔ سقف به تعمیر فوری نیاز داشت.
The teacher marked the pyramid’s apex in red.
معلم رأس هرم را با رنگ قرمز مشخص کرد.
Water leaked through the tent’s apex during the storm.
در طول طوفان، آب از نوک چادر نشت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در سازهٔ نوکتیز، apex به نقطهٔ تلاقی بخشها در بالا گفته میشود، نه همهٔ سطح بالایی.
