معنی ۱formal · 89%
گفتهای کوتاه و پرمغز که حقیقتی کلی را بیان میکند.
مثالهای طبیعی
The critic opened with an apothegm about ambition.
منتقد نوشتهاش را با سخنی قصار دربارهٔ جاهطلبی آغاز کرد.
That apothegm captures the poem’s central argument.
آن سخن قصار استدلال اصلی شعر را بهخوبی بیان میکند.
Her notebooks contained dozens of apothegms.
دفترهای یادداشت او دهها سخن قصار داشت.
نکتهٔ کاربردی
apothegm سخنی کوتاه و آموزنده است، نه هر جملهٔ کوتاه یا شوخی بامزه.
