مزیت یا امتیازی که بنا بر سنت با رتبه یا منصبی خاص همراه است.
مثالهای طبیعی
Private travel should not be an appanage of senior office.
سفر شخصی نباید از امتیازهای مقامهای ارشد باشد.
Such access was once the appanage of wealthy patrons.
چنین دسترسیای زمانی امتیاز ویژهٔ حامیان ثروتمند بود.
The novel treats a personal staff as an appanage of power.
رمان داشتن کارکنان شخصی را امتیاز قدرت میداند.
نکتهٔ کاربردی
appanage در گفتوگوی روزمره نادر است؛ کاربرد استعاری آن از معنای تاریخیِ واگذاری زمین سلطنتی رایجتر است.
