معنی ۱neutral · 90%
مجموعهای از تجهیزات یا دستگاهها که برای هدف فنی، علمی، پزشکی یا عملی مشخصی طراحی و مرتب شدهاند
مثالهای طبیعی
The apparatus measured pressure changes during the experiment.
دستگاه تغییرات فشار را در طول آزمایش اندازهگیری کرد.
Firefighters tested their breathing apparatus before entering the building.
آتشنشانان پیش از ورود به ساختمان تجهیزات تنفسی خود را آزمایش کردند.
A damaged apparatus was removed from the production line.
یک دستگاه آسیبدیده از خط تولید خارج شد.
نکتهٔ کاربردی
`apparatus` اغلب به چند قطعهٔ متصل اشاره دارد که با هم بهعنوان یک سیستم عمل میکنند.
