ظاهراً واقعی یا درست، هرچند ممکن است قطعی نباشد
مثالهای طبیعی
Her apparent calm hid considerable anxiety.
آرامش ظاهری او اضطراب شدیدی را پنهان میکرد.
The apparent cause was a faulty cable.
علت ظاهری، کابلی معیوب بود.
Despite their apparent agreement, the teams remained divided.
با وجود توافق ظاهری، تیمها همچنان اختلاف داشتند.
نکتهٔ کاربردی
موفقیت یا توافق apparent ممکن است بعداً گمراهکننده از آب درآید؛ این واژه میتواند عدم قطعیت را نشان دهد.
