درخواستی جدی یا عمومی برای دریافت کمک، حمایت یا اقدام دیگران.
مثالهای طبیعی
The charity launched an appeal for winter clothing.
مؤسسهٔ خیریه فراخوانی برای جمعآوری لباس زمستانی راه انداخت.
Police issued an appeal for witnesses to come forward.
پلیس از شاهدان خواست پیش بیایند و اطلاعاتشان را ارائه کنند.
Their appeal raised enough money to repair the roof.
درخواست کمک آنها پول کافی برای تعمیر سقف جمعآوری کرد.
نکتهٔ کاربردی
appeal for help یعنی درخواست کمک از دیگران و لزوماً ربطی به دادگاه ندارد.
