از نظر ماهیت یا شرایط به چیزی تعلق داشتن یا با آن ارتباط داشتن.
مثالهای طبیعی
These rights appertain to the land, not the building.
این حقوق به زمین تعلق دارند، نه به ساختمان.
Only papers appertaining to the dispute were requested.
فقط مدارک مربوط به اختلاف درخواست شدند.
Does this benefit appertain to temporary members?
آیا این مزیت به اعضای موقت نیز تعلق میگیرد؟
نکتهٔ کاربردی
appertain بسیار رسمی و ناگذر است و با to میآید؛ relate to و belong to در زبان روزمره رایجترند.
