شناخت و درک ارزش، کیفیت یا اهمیت چیزی
مثالهای طبیعی
The course developed her appreciation of modern architecture.
این دوره درک او از معماری مدرن را عمیقتر کرد.
Travel gave him greater appreciation for water scarcity.
سفر باعث شد درک بیشتری از مسئلهٔ کمبود آب پیدا کند.
A full appreciation requires attention to the historical context.
درک کامل نیازمند توجه به بافت تاریخی است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر شناخت ارزش یا اهمیت تمرکز دارد، نه بر تشکر از کسی.
