معنی ۱neutral · 90%
نگران و دلواپس اینکه در آینده اتفاق ناخوشایندی بیفتد.
مثالهای طبیعی
She felt apprehensive about the test results.
او دربارهٔ نتیجهٔ آزمایش احساس نگرانی میکرد.
Applicants were apprehensive before the final interview.
متقاضیان پیش از مصاحبهٔ نهایی دلواپس بودند.
I am apprehensive that the roads may close.
نگرانم که جادهها بسته شوند.
نکتهٔ کاربردی
apprehensive به احتمال وقوع مشکلی در آینده اشاره دارد، نه لزوماً خطری که اکنون وجود دارد؛ موضوع نگرانی معمولاً با about میآید.
