شیوهٔ مشخصی برای برخورد با مسئله یا انجام کاری.
مثالهای طبیعی
Her approach to teaching encourages questions.
رویکرد او به تدریس، دانشآموزان را به پرسیدن سؤال تشویق میکند.
We need a different approach.
به رویکرد متفاوتی نیاز داریم.
I prefer the manager’s approach to this issue.
من رویکرد مدیر به این مسئله را ترجیح میدهم.
نکتهٔ کاربردی
برای مشخص کردن فعالیت یا مسئله، پس از approach از to استفاده کنید؛ مثل an approach to learning.
