ویژگیِ فردی که صمیمی و در دسترس است و دیگران بهراحتی میتوانند با او صحبت کنند یا از او کمک بخواهند.
مثالهای طبیعی
Employees praised the manager’s approachability.
کارکنان از خوشبرخوردی مدیر تعریف کردند.
Her approachability encouraged students to ask difficult questions.
برخورد صمیمانهٔ او دانشجویان را تشویق کرد سؤالهای دشوارشان را بپرسند.
Approachability matters as much as expertise in this role.
در این شغل، خوشبرخوردی بهاندازهٔ تخصص اهمیت دارد.
نکتهٔ کاربردی
approachability یعنی فرد برای گفتوگو در دسترس و راحت به نظر میرسد، نه اینکه لزوماً در تمام ساعات شبانهروز وقت داشته باشد.
