معنی ۱neutral · 85%
مناسب یا پذیرفتنی برای فرد، هدف یا موقعیتی مشخص.
مثالهای طبیعی
Wear appropriate shoes for the walk.
برای پیادهروی کفش مناسب بپوش.
That joke was not appropriate at work.
آن شوخی در محیط کار مناسب نبود.
Please choose a time appropriate for everyone.
لطفاً زمانی انتخاب کنید که برای همه مناسب باشد.
نکتهٔ کاربردی
Appropriate for برای مخاطب یا هدف رایج است؛ appropriate to نیز برای موقعیتها به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— لباس مناسبِ یک موقعیت
