معنی ۱neutral · 86%
میوهای کوچک، نرم و زرد مایل به نارنجی که یک هستهٔ سفت دارد.
مثالهای طبیعی
I bought six apricots at the market.
شش زردآلو از بازار خریدم.
An apricot fell from the tree.
یک زردآلو از درخت افتاد.
Can you cut this apricot in half?
میتوانی این زردآلو را از وسط نصف کنی؟
نکتهٔ کاربردی
برای یک میوه از an apricot استفاده کنید؛ در دستورهای آشپزی اغلب صورت جمع apricots را میبینید.
ترکیبهای رایج
— زردآلوهای خشکشده
