معنی ۱neutral · 86%
لباسی که جلوی لباسهای اصلی میپوشند تا از کثیف شدنشان جلوگیری کند.
مثالهای طبیعی
Put on an apron before you start cooking.
قبل از شروع آشپزی پیشبند بپوش.
Her apron was covered in flour.
پیشبند او آغشته به آرد بود.
The children wore aprons during the painting lesson.
بچهها هنگام کلاس نقاشی پیشبند پوشیدند.
نکتهٔ کاربردی
از پیشبند برای آشپزی، نقاشی و کارهای کثیفکننده استفاده میشود؛ پیشبند با پیراهن معمولی تفاوت دارد.
