معنی ۱neutral · 85%
مربوط به شبهجزیرهٔ عربستان یا تاریخ و فرهنگ آن.
مثالهای طبیعی
Their boat followed part of the Arabian coast.
قایق آنها بخشی از ساحل شبهجزیرهٔ عربستان را طی کرد.
An Arabian horse stood beside the stable.
یک اسب عرب در کنار اصطبل ایستاده بود.
The class studied ancient Arabian trade routes.
کلاس مسیرهای بازرگانی قدیمی شبهجزیرهٔ عربستان را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Arabian معمولاً برای شبهجزیره، نژاد اسب یا موقعیتهای تاریخی به کار میرود؛ برای زبان از Arabic استفاده کنید.
