معنی ۱neutral · 86%
نازک، ظریف یا رشتهمانند، شبیه تار عنکبوت.
مثالهای طبیعی
Arachnoid hairs covered the young leaves.
کرکهای تارعنکبوتمانند سطح برگهای جوان را پوشانده بودند.
The cape had an arachnoid layer of pale threads.
شنل لایهای از رشتههای کمرنگ و تارعنکبوتمانند داشت.
Arachnoid strands stretched between the damp branches.
رشتههای تارعنکبوتمانند میان شاخههای نمناک کشیده شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف بافت، arachnoid یعنی تارعنکبوتمانند؛ در کالبدشناسی arachnoid membrane نام پردهای محافظ و مشخص است.
