بدون پیروی از قاعدهای ثابت و موجه؛ بر پایهٔ سلیقه یا اتفاق.
مثالهای طبیعی
Supervisors cannot arbitrarily reject vacation requests.
سرپرستان نمیتوانند درخواستهای مرخصی را خودسرانه رد کنند.
The committee chose applicants arbitrarily instead of using scores.
کمیته بهجای استفاده از امتیازها، داوطلبان را بدون معیار مشخص انتخاب کرد.
Some values appear to change arbitrarily after each update.
به نظر میرسد بعضی مقادیر پس از هر بهروزرسانی بیقاعده تغییر میکنند.
نکتهٔ کاربردی
arbitrarily اغلب تصمیمی را به دلیل بیمبنابودن نقد میکند؛ randomly بیشتر بر تصادفیبودن انتخاب تأکید دارد، نه عادلانه یا ناعادلانهبودن آن.
