مربوط به بررسی گذشتهٔ انسان از راه اشیا و آثار مادی باقیمانده.
مثالهای طبیعی
The museum displayed new archaeological evidence.
موزه شواهد باستانشناختی تازهای را به نمایش گذاشت.
Workers found an archaeological site beneath the road.
کارگران زیر جاده محوطهای باستانشناختی پیدا کردند.
Recent archaeological research has changed our understanding of the settlement.
پژوهشهای باستانشناختی اخیر درک ما از آن سکونتگاه را تغییر داده است.
نکتهٔ کاربردی
archaeological به پژوهش و شواهد تاریخ انسان مربوط است؛ geological دربارهٔ سنگها و فرایندهای زمین است.
