عضو طبقهٔ اجتماعی بالادست و سنتاً صاحب امتیاز یا قدرت، که موقعیتش اغلب موروثی است.
مثالهای طبیعی
The aristocrat inherited a large country estate.
آن اشرافزاده ملکی بزرگ در روستا به ارث برد.
She played an aristocrat who rejected family expectations.
او نقش اشرافزادهای را بازی کرد که انتظارات خانوادهاش را نمیپذیرفت.
Portraits of aristocrats lined the gallery walls.
دیوارهای گالری با پرترههای اشرافزادگان پوشیده شده بود.
نکتهٔ کاربردی
aristocrat به جایگاه ممتاز اجتماعی اشاره دارد، نه صرفاً کسی که اخیراً ثروتمند شده است.
