معنی ۱formal · 90%
توافق میان نیروهای متخاصم برای توقف جنگ، معمولاً تا زمانی که دربارهٔ شرایط صلح مذاکره شود.
مثالهای طبیعی
Both armies accepted an armistice after months of battles.
هر دو ارتش پس از ماهها نبرد، آتشبس را پذیرفتند.
The two sides signed an armistice at dawn.
دو طرف هنگام سپیدهدم توافق آتشبس را امضا کردند.
The armistice held, but no peace treaty followed.
آتشبس برقرار ماند، اما پس از آن پیمان صلحی امضا نشد.
نکتهٔ کاربردی
armistice درگیری نظامی را معلق میکند، اما بهخودیخود صلح پایدار برقرار نمیکند یا همهٔ اختلافهای سیاسی را حل نمیکند.
