سلاحها؛ تسلیحات.
مثالهای طبیعی
The rebels were ordered to lay down their arms.
به شورشیان دستور داده شد سلاحهایشان را زمین بگذارند.
The treaty aims to limit the trade in arms.
هدف این پیمان محدود کردن تجارت تسلیحات است.
Police found illegal arms in the building.
پلیس در ساختمان سلاحهای غیرقانونی پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
arms در این معنی «تسلیحات» است، نه جمع arm به معنای بازو؛ با فعل جمع میآید.
