معنی ۱neutral · 90%
گروه بزرگ و سازمانیافتهای از سربازان که برای جنگ زمینی آموزش دیدهاند
مثالهای طبیعی
He joined the army at eighteen.
او در هجدهسالگی به ارتش پیوست.
The country's army protects its borders.
ارتش کشور از مرزهایش محافظت میکند.
Two armies fought near the river.
دو ارتش نزدیک رودخانه جنگیدند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی بهطور کلی دربارهٔ نیروی زمینی یک کشور صحبت میکنی، از the army استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— به ارتش پیوستن و سرباز شدن

