معنی ۱neutral · 88%
در اطراف چیزی یا در بخشهای مختلف پیرامون آن
مثالهای طبیعی
Trees grow around the house.
درختها اطراف خانه رشد میکنند.
Children run around the park.
بچهها در اطراف پارک میدوند.
Chairs are around the table.
صندلیها دور میز قرار دارند.
نکتهٔ کاربردی
around میتواند چیزی را توصیف کند که یک مکان را احاطه کرده یا در موقعیتهای مختلف نزدیک یک نقطهٔ مرکزی قرار دارد.
ترکیبهای رایج
— در جاهای مختلف سراسر جهان
