معنی ۱neutral · 90%
برنامه یا آمادهسازیای که باعث میشود چیزی بتواند انجام شود
مثالهای طبیعی
We made arrangements for our trip last week.
هفتهٔ گذشته هماهنگیهای سفرمان را انجام دادیم.
I have an arrangement with my neighbour about childcare.
من با همسایهام دربارهٔ مراقبت از کودک توافقی دارم.
What are the arrangements for tomorrow's meeting?
هماهنگیهای جلسهٔ فردا چیست؟
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع arrangements بهویژه وقتی چند آمادهسازی عملی لازم است بسیار رایج است.

