arrest
A2اسم/US /ɚˈɛst/ ər-ĔST; UK /ɚˈɛst/ ər-ĔST/
بازداشت، دستگیر کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
arrest یعنی بازداشت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بازداشت، دستگیر کردن
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.
موخر، عقبی