معنی ۱neutral · 86%
بازداشت کردن کسی توسط پلیس بهدلیل ظن به ارتکاب جرم
مثالهای طبیعی
Police made two arrests last night.
پلیس دیشب دو نفر را بازداشت کرد.
The suspect is under arrest.
فرد مظنون در بازداشت است.
His arrest followed a long investigation.
او پس از تحقیقاتی طولانی بازداشت شد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب ثابت `under arrest`، معمولاً پس از `under` حرف تعریف نمیآید.
ترکیبهای رایج
— در بازداشت رسمی پلیس

