معنی ۱neutral · 85%
نگرش خودبزرگبینانهای که با اهمیتدادن بیشازحد به خود و بیاحترامی به دیگران همراه است.
مثالهای طبیعی
His arrogance made colleagues reluctant to share ideas.
تکبر او باعث شد همکارانش تمایلی به مطرحکردن ایدههایشان نداشته باشند.
She apologized for the arrogance of her remarks.
او بابت لحن متکبرانهٔ حرفهایش عذرخواهی کرد.
The interviewer mistook his confidence for arrogance.
مصاحبهگر اعتمادبهنفس او را با تکبر اشتباه گرفت.
نکتهٔ کاربردی
arrogance بار منفی شدیدتری از confidence دارد؛ اعتمادبهنفس لزوماً به معنای بیاحترامی به دیگران نیست.
