سلاحی باریک و نوکتیز که با کمان پرتاب میشود
مثالهای طبیعی
She placed an arrow on the bowstring.
او یک تیر روی زه کمان گذاشت.
His first arrow missed the target completely.
اولین تیر او کاملاً از هدف خطا رفت.
The soldiers carried bows and arrows.
سربازان کمان و تیر همراه داشتند.
نکتهٔ کاربردی
در تیراندازی با کمان، `arrow` پرتابه است و `bow` وسیلهای است که آن را پرتاب میکند.

