معنی ۱neutral · 90%
فعالیت ساختن تصویر، نقاشی یا دیگر آثار خلاقانه
مثالهای طبیعی
I really like art.
من واقعاً هنر را دوست دارم.
We have art on Friday.
ما جمعه درس هنر داریم.
She enjoys looking at art in museums.
او از دیدن آثار هنری در موزهها لذت میبرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی بهطور کلی دربارهٔ فعالیتهای خلاقانه یا درس هنر صحبت میکنیم، art معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— کلاسی که در آن افراد هنر را یاد میگیرند یا تمرین میکنند

