نشاندهندهٔ مهارتی ظریف در چیدن، طراحیکردن یا بهنتیجهرساندن مؤثرِ چیزی.
مثالهای طبیعی
The exhibition relies on artful contrasts between light and shadow.
این نمایشگاه بر تضادهای هنرمندانهٔ نور و سایه تکیه دارد.
An artful compromise preserved both sides’ dignity.
یک مصالحهٔ هوشمندانه، شأن هر دو طرف را حفظ کرد.
The arrangement was artful without drawing attention to itself.
تنظیم موسیقی ماهرانه بود، بیآنکه بخواهد توجه را به خود جلب کند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی نبوغ و مهارت ستوده میشود، بار مثبت دارد؛ بافت مشخص میکند که آیا معنای دستکاریگرانه هم دارد یا نه.
