توانا در بیان روشن و مؤثر افکار یا احساسات.
مثالهای طبیعی
The interviewer found her confident and articulate.
مصاحبهکننده او را بااعتمادبهنفس و خوشبیان یافت.
Nadia is more articulate when she speaks without notes.
نادیا وقتی بدون یادداشت حرف میزند، منظورش را روشنتر بیان میکند.
An articulate student explained the new school rules.
دانشآموزی خوشبیان قوانین جدید مدرسه را توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
articulate میتواند شخص یا شیوهٔ بیان او را توصیف کند؛ صرفاً پرحرف بودن را نمیرساند.
