شیوهٔ شکلدادن و تلفظ صداهای گفتار، بهویژه از نظر وضوح آنها.
مثالهای طبیعی
Her articulation improved after several speech exercises.
وضوح ادای آواهای او پس از چند تمرین گفتار بهتر شد.
Clear articulation helps listeners understand unfamiliar names.
تلفظ واضح صداها کمک میکند شنوندگان نامهای ناآشنا را بفهمند.
The director asked for better articulation during the monologue.
کارگردان از بازیگر خواست هنگام تکگویی صداها را واضحتر ادا کند.
نکتهٔ کاربردی
articulation به شکلدادن واضح آواها مربوط است؛ accent به الگوهای تلفظی اشاره دارد و لزوماً نشاندهندهٔ واضحبودن گفتار نیست.
