فرد ماهری که چیزهای کاربردی یا تزیینی را با دست میسازد
مثالهای طبیعی
A local artisan made these ceramic bowls.
یک صنعتگر محلی این کاسههای سرامیکی را ساخته است.
The artisans showed visitors how they weave baskets.
صنعتگران به بازدیدکنندگان نشان دادند چگونه سبد میبافند.
She trained as an artisan before opening her studio.
او پیش از راهاندازی کارگاهش بهعنوان صنعتگر آموزش دید.
نکتهٔ کاربردی
artisan معمولاً اشیای دستساز و اغلب کاربردی میسازد؛ artist بیشتر هنر خلق میکند، هرچند این نقشها ممکن است همپوشانی داشته باشند.
