معنی ۱neutral · 90%
شخصی که هنر، مانند تصویر یا نقاشی، خلق میکند.
مثالهای طبیعی
My sister is an artist.
خواهرم هنرمند است.
The artist painted this picture.
آن هنرمند این تصویر را نقاشی کرد.
Many artists work in this building.
هنرمندان زیادی در این ساختمان کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از artist از an استفاده میشود، چون این واژه با صدای مصوت شروع میشود.

