معنی ۱neutral · 90%
شخصی که هنر، مانند تصویر یا نقاشی، خلق میکند.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
هنرمند
Deutsch
Künstler
Հայերեն
նկարիչ
nkaric'
مثالهای طبیعی
My sister is an artist.
خواهرم هنرمند است.
The artist painted this picture.
آن هنرمند این تصویر را نقاشی کرد.
