مربوط به هنر و فعالیتهای آفرینش آثار هنری.
مثالهای طبیعی
The festival celebrates local artistic traditions.
این جشنواره سنتهای هنریِ محلی را گرامی میدارد.
Our class joined an artistic project about nature.
کلاس ما در پروژهای هنری دربارهٔ طبیعت شرکت کرد.
The director made several artistic decisions.
کارگردان چند تصمیم هنری گرفت.
نکتهٔ کاربردی
Artistic هم میتواند به معنای مرتبط با هنر باشد و هم شخصِ دارای توانایی خلاقانه را توصیف کند.
