معنی ۱formal · 88%
طبیعی و آشکارا صادق، بدون قصد فریبدادن یا خودنمایی.
مثالهای طبیعی
The child’s artless question embarrassed the visiting official.
پرسش بیریای کودک، مقام مهمان را دستپاچه کرد.
Her apology was artless, which made it especially moving.
عذرخواهی او بیتکلف و صادقانه بود و همین آن را بهویژه تأثیرگذار میکرد.
Despite the rehearsal, his gratitude sounded artless.
با وجود تمرین قبلی، قدردانی او کاملاً بیریا به گوش میرسید.
نکتهٔ کاربردی
مخالف مستقیم artistic نیست؛ اغلب معنایی مثبت دارد، گرچه ممکن است سادهلوحی را تداعی کند.
