معنی ۱neutral · 87%
اثر هنری مانند تصویر، طرح یا دیگر مواد بصری
مثالهای طبیعی
The gallery features artwork by local artists.
این گالری آثاری از هنرمندان محلی به نمایش میگذارد.
The publisher approved the final artwork yesterday.
ناشر دیروز طرح نهایی را تأیید کرد.
Three large artworks dominate the central room.
سه اثر هنری بزرگ بر سالن مرکزی غالباند.
نکتهٔ کاربردی
برای مواد بصری بهطور کلی، `artwork` را غیرقابلشمارش به کار ببرید؛ `artworks` میتواند به آثار منفرد اشاره کند.

