معنی ۱formal · 84%
وضعیتی که در آن قدرت، موفقیت یا نفوذ رو به افزایش است.
مثالهای طبیعی
Independent publishers are in the ascendant again.
ناشران مستقل دوباره در حال قدرتگرفتناند.
After the election, reformers appeared firmly in the ascendant.
پس از انتخابات، چنین به نظر میرسید که اصلاحطلبان بهطور قاطع دست بالا را دارند.
Is remote work still in the ascendant?
آیا دورکاری هنوز هم رو به گسترش است؟
نکتهٔ کاربردی
حرف تعریف the جزئی از این عبارت اسمیِ ثابت است؛ کاربرد صفتِ ascendant جداست.
