پرهیزکننده از آسایش و لذتهای جسمی از روی ریاضت و انضباط شخصی، اغلب به دلایل معنوی.
مثالهای طبیعی
The monk followed an ascetic routine for decades.
آن راهب دههها برنامهٔ روزانهای زاهدانه را دنبال کرد.
Her bedroom looked ascetic, with almost no furniture.
اتاقخواب او با آنهمه کمبود اثاثیه، بسیار زاهدانه به نظر میرسید.
He adopted a more ascetic lifestyle after retirement.
او پس از بازنشستگی شیوهٔ زندگی زاهدانهتری در پیش گرفت.
نکتهٔ کاربردی
ascetic به پرهیز آگاهانه اشاره دارد، نه صرفاً ناتوانی مالی در خرید وسایل تجملی.
