پودر خاکستریرنگی که پس از سوختن چیزی باقی میماند.
مثالهای طبیعی
Please sweep the ashes into the metal bucket.
لطفاً خاکسترها را جاروب کن و داخل سطل فلزی بریز.
The ashes were still warm the next morning.
صبح روز بعد خاکسترها هنوز گرم بودند.
We scattered the wood ashes over the soil.
خاکستر چوب را روی خاک پخش کردیم.
نکتهٔ کاربردی
Ash معمولاً غیرقابلشمارش است؛ ashes به باقیماندههای آتش اشاره دارد و از نظر دستوری جمع است.
